یاد تو . . .

چشمای منتظر به پیچ جاده

دلهره های دل پاک و ساده

پنجره باز و غروب پاییز

نم نم بارون تو خیابون خیس

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من می کوبه

سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه

نشسته بودم و با خودم تکرار میکردم، تکرار و تکرار و تکرار . . .

نمی تونم بنویسم، نمی دونم اصلا چی میخوام بگم، کلمات در هم و بر هم رو کنار میزنم شاید بشه یه چیزی ازش در آورد ولی نه امروز بیشتر از هر وقت دیگه ای بهم ریخته هستم.

یه سری به افکارم میزنم، اوه افکارم هم پیچیده تر از کلماتم هستن، چی کار کنم.

تو یه چیزی بگو، سکوت رو بشکن، بیا و لب باز کن شاید بتونم باهات چند کلمه ای حرف بزنم.

میدونم دلیل این آشفتگی چیه، باید بیشتر روی خودم کار کنم.

یه نوع خستگی توی تموم وجودم رخنه کرده، یه خستگی و بی حوصلگی بد فرم، شده مثل یه سوال سخت و پیچیده، یه الگوریتم که وسطای کار یه خطا داده و حلش نکردم و حالا که الگوریتم به آخرش نزدیک شده باید تازه عیب یابی کنم، یعنی همه رو از اول باید حل کنم!

تو میدونی چی میگم، پس میدونی که خیلی سخته.

کم نمیارم و ادامه میدم و میدونم که زمان میبره، پس هنوز هم میخندم به همه اون چیزی که پیش میاد، چه خوب چه بد و بد و بدتر . . .

/ 3 نظر / 92 بازدید
اکبر نصیری

سلام عزیزم وبلاگ قشنگی داری خوب به وبلاگم سر بزن خوشحال می شم ((((((((((((نظر بزار)))))))))))

سمیرا

مرا ز بند زلف تو ای گل، بدان رهایی نيست به کوی عشق ِ تو، چون من، بدان گدایی نيست به کنج خلوت من، هر غروب تا به سحر بغیر ناله و آهم، دگر صدایی نيست کجاست قسط و عدالت؟، کجاست عهد و وفا؟ نعوذ بالله از این شک، مگر خدایی نيست؟ بگو که دست نگهدارد از تلاش، طبیب که درد بیکسی‌ام را، دگر دوایی نیست چو رفت،... گنج سعادت برفت از پی او به روی شانه، نشسته دگر هُمایی نیست و آن بهار، که دیگر در آن نروید گل به نزد ما دگرش، ارزش و بهایی نيست زبس که خورده‌ام افسوس ِ این زمانهء دون دگر برای خوردن افسوس، اشتهایی نیست به کنج حادثه افتاده‌ام، غریب ِ غریب برای یاری من، دست آشنایی نیست به انتظار تو، خاموش مانده‌ام یک عمر دریغ که انتظار مرا، حد و انتهایی نيست تو روح خسته‌تر از جسم ِ ناتوان، هشدار که چارهء کار تو، جز جدایی نيست منم که خون ِ دل خود، به شعر میگويم بدان که سعدی و خيام، يا سنایی نيست ××××××× سلام میخوام ببینم این شعر دقیقا از کی هستش...؟ ممنون میشم جواب بدین...

حامد

چقد خاطره دارم از این آهنگ.... سوگلی که من میشناسم همیشه میخنده و دنیا رو هم میخندونه.. ادامه بده همینطور محکم و با اراده.. خدا که ما رو یادش رفته اما خودمون نباید خودمون رو فراموش کنیم... سخته اما باید بگذره...