تولد من . . .

 

من 27 ساله شدم

چشمامو بستم و مرور کردم، از اون روزایی که شاید خیلی دور نیست و شاید روزهایی که فراموش شده.

مرور کردم

اون روزایی که با کوچکترین حرفی از طرف بابا یا مامان بغض میکردم و بخاطر اینکه غرورم نشکنه اشکی پایین نمیومد.

اون روزایی که وقتی وارد جمعی شدم همه با لبخند و سر و صدا گفتن مهدیه اومد.

اون روزایی که وقتی توی جمع بچه های هم سن و سال خودم وارد شدم همه دوست داشتن هم بازی من باشن.

اون روزایی که بزرگ شدنم رو حس کردم.

اون روزی که ابراز احساس رو یاد گرفتن.

اون روزی که شاید هزار بار میخواستم گریه کنم و نمی کردم.

اون روزی که عاشق شدم.

اون روزی که اولین بوسه رو تجربه کردم.

اون روزی که یک نفر شد تموم دنیای من و روز که بهترین تولد دنیا رو برام گرفت.

اون روزی که افتادم توی دام زندگی و چرخیدم و چرخیدم و چرخیدم . . .

خیلی زمان طولانی نیست و نبود ولی گذشت . . .

خیلی چیزا عوض شده، خیلی تغییرات داشتم، خیلی خنده ها و گریه ها داشتم، خیلی تنهایی و خیلی . . .

دوباره چشمامو بستم و آرزو کردم

برای اونایی که دوستشون داشتم و هیچ وقت بهشون نگفتم

برای اونایی که همیشه همراشون بودم و همراهی نکردن

برای اونایی که همیشه دوست بودن و هنوز هم هستن

برای اونایی که سوگلی رو نشناختن و هنوز هم نشناختن

برای اونایی که با گریه هام گریه کردن و با خنده هام خندیدن

برای اونایی که دنیایی خاطره باهاشون دارم

برای اونایی که دلشون کف دستشون بود و احساسشون روی زبونشون

حالا که چشمامو باز کردم هیچی عوض نشده فقط و فقط گونه هام تر شده از بغضی که شاید مدتی همراهمه، هیچی عوض نشده و من یک ســــال یا بزرگتر شدم یا به پیری نزدیک تر.

همیشه گفتم من عمر زیادی ندارم ولی خوشحالم از اینکه 27 سال خندیدم، حتی اگر دنیای غم توی دلم داشتم و من خوشبختم که میخندم لبخند

خدا رو شکر میکنم بابت تموم غم ها و شادی هایی که تا بحال بهم داده، از خدا تشکر میکنم بابت تموم جدایی ها و دوستی هایی که تا حالا داشتم، از خدا تشکر میکنم بخاطر تموم داشته ها و نداشته ها، از خدا تشکر میکنم بابت تموم لحظه ها و ساعت هایی که چه راحت چه سخت میگذره.

خدا رو شکر میکنم که امروز هستم و میتونم بنویسم

از دوستایی که بهم تبریک گفتن و یادشون بود واقعا ممنونم، باید تشکر ویژه بکنم از حامد عزیز که توی این مدت خیلی براش زحمت داشتم، بابت قالب زیبایی که برای وبلاگم درست کرد و بهترین کادوی روز تولدم همین قالبه، بخاطر پست زیبایی که به مناسبت روز تولد من گذاشت.

بقیه دوستان هم واقعا دوستشون دارم و از همینجا روی ماهتون رو میبوسم.

 

/ 12 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرام

سوگلی عزیز دیر رسیدم ولی تولدت مبارک امیدوارم بازم سالهای زیادی رو با خنده سپری کنی

دختر نارنج و ترنج

سلام تولدتون مبارک! انشالله که صد و بیست ساله بشین.. امیدوارم کللی کادوهای خوب خوب گرفته باشید و روز تولدتون براتون پر از شادی و خنده باشه...

مهران - اولین قلب آبی

سلام ... اول اینکه تولدت مبارک ... دوم اینکه قالب وبلاگت مبارک ... سوم اینکه دقیقا فردای تولد شما پنجمین سالگرد ازدواج من هم بود ... سوم اینکه حالم خیلی گرفته ... الف : لینک های من با 5 پله سقوط مواجه شده ... ب : وبلاگ حامد یه سری بزن ... اشک در اومد .... برای همینه حال نوشتن ندارم [گریه]

بهداد

سلام سوگل عزیز نمیدونم توی لیست دوستانت هرکس کجاست اما امیدوارم اونایی که جاشون زیاد خوب نیست تعدادشون کم یاشه سوگل آسمانت ( رنگ وبلاگت) تیره شده [ابرو] چرا؟ "تو چرا سنگ شدی؟ اینهمه دلتنگ شدی؟" کاش این شب وبلاگت زود تر سحر بشه و همون رنگ روشن و متن های شاد "آسمون سوگل" برگرده سو[گل] همه ما

ستاره

سلام....قابل نومبارک جیگر...تولدتم که خیلی مبارک...خیلی دوستت دارم ...سوگلی خیلی میخوامت عزیزم...

گلی

*** تولدت مبارک عزیزم *** ایشالا همیشه شاد ، پیروز و سلامت باشی [گل][ماچ][قلب]

ستاره

سوگلی جونممممممممممم نمیدونم چرایهویی دلم هواتوکرد...کاش میشدببینمت...[قلب]متنتوکه خوندم یااون روز افتادم که اصفهان همراه خواهرت دیدمت...چقدرزودمیگذره....دلم برای دیدنت پرمیزنه.[ماچ][قلب]

سوگل

سلام به خدا من سوگلم وبت باحاله بیا بهم سربزن ونظر بده شاید منوبشناسی فقط کافی سارافون آبی رو یادبیار

ایرانی

سلام سوگل عزیز بعد از سه سال برای اولین بار اومدم اینجا و مطالبت رو دیدم ،تولدترو قبلا بهت تبریک گفتم ولی دوست دارم اینجا هم تبریک بگم دوباره ***تولدت مبارک گلم*** برای ستاره هم کامنت گذاشتم خوشحالم که تونستم وبلاگ زیای تورو ببینم .

ستاره

من نمیدونم چراهرجامیرم پرچم منوامریکانشون میده..به خداتوی ایرانم[نیشخند]کجایی دختراپدیت کن دلم پوسید